بخشش

کسی که دو بار مقصره و متأسف نیست، ارزش بخشیدنو نداره.

جو لاندو (سالی) در پزشک دهکده

Advertisements

ورودی بلگفا

هنوز هم هر چند وقت که بیکار می‌شوم، یک وبلاگ جدید توی بلگفا درست می‌کنم و جملات مدیر آن توی مصاحبه‌ای پادکستیک در ذهنم دکلمه می‌شود که: «من به ورودی‌ام نگاه می‌کنم، نه به خروجی‌ام»!

وضع

وضع برای شما محافظه‌کارها عوض میشه.
یه روزی همه‌ی شما از بین می‌رید.

(ظهر یکی از چهارشنبه‌های خیلی‌وقت‌پیش‌ها، تکرار یک سریال خارجی قدیمی، شبکه 4)

روز آخر

خُب پسرم! دیشب رو دودره کردی نیامدی خانه به کنار، ما این آئین مهر را عملی کردیم، تو چه؟ کردی؟
به همراه جمیع دوستانت جوجه‌ها را شماردی؟ نشماردی؟ ای خاک بر سرت عن‌تو‌چک! پس چه غلطی می‌کردی این همه مدّت؟ شبِ به این بلندی را برای همین ساخته‌اند دیگر…

نسبیت 3

نه، من از نظريه‌ی نسبيتِ همسرم سر در نمی‌آورم؛ امّا او را می‌شناسم و می‌دانم كه می‌شود به‌اش اعتماد كرد.

السا اينشتين
در کتاب چنین گفت اینیشتین
نوشته‌ی شهریار رفیع‌المُلکِ قاضی‌حاجاتِ همدانی

نمک اشک‌های ما

محسن چاوشی: به نام کسانی که بازمی‌گردند، زیرا هرگز نرفته‌اند؛ به نام کسانی که نمک فرسوده‌شان می‌کند، زیرا نمک اشک‌های ما هستند؛ و به نام کسانی که گندیدگی را نمی‌پذیرند، زیرا ما را تطهیر کرده‌اند.

[سایت شخصی، مرداد 1387]

پای یک زن

مریم [گل‌شیفته فراهانی] در «همیشه پای یک زن درمیان است» خطاب به رفتگر محله: ببین من نه حاضرم زنت بشم، نه صیغه‌ات میشم، نه باهات Date میزارم، نه میلم به كاپوچینو میره، نه هوس هویج بستنی كردم، نه با یه نی باهات آب‌انار می‌خورم، زير چترم باهات قدم نمی‌زنم، شاه‌عبدالعظیم هم نمی‌یام باهات كباب بخورم با یه پر ریحون،‌ نه girl friend ات میشم، نه مادر بچه‌هات!

دختر دایی گم شده

داریوش مهرجویی: دایی سینمای ایران رفت. طنین صدای گرم او هنوز در گوشم است، دختر دایی گم شده، گم شده، روح سرگردان شده دختر دایی طعمه دریا شده… و روح ظریف او نیز واقعاً طعمه دریا شد… طعمه بی‌توجهی‌ها، بی‌تفاوتی‌ها، ندانم‌کاری‌ها… و در این چند سال اخیر، خسرو شکیبایی را درنیافتند.
[خبرگزاری فارس، تیر 1387]

دیدم نمی‌شود

خسرو شکیبایی: در هامون چند بار تپق زدم و بعدش ادامه ندادم. مهرجویی داد زد و گفت: «چرا معطل می‌کنی؟» گفتم: «خراب شد.» گفت: «چی‌چی خراب شد، من همینو می‌خوام.» بعدش یکی‌دو بار سعی کردم آگاهانه تپق بزنم، دیدم نمی‌شود.
[ماهنامه‌ی فیلم، مهر 1384، شماره‌ی 337]

ارزش جنگیدن

«پیش از این منابع خبری مختلف شانس پرسپولیس را نزدیک صفر تخمین می‌زدند. کاشانی: برای بازگشت شش امتیاز آماده باشید.»

این حادثه نشان داد که 0٪ هم ارزش جنگیدن را دارد… .