نوشته

– همه‌ی این چیزهایی که این‌جا می‌نویسم که لزوماً نظر خودم که نیست که.
– مگه میشه تو یه چیزی رو نوشته باشی که خودت قبولش نداشته باشی؟
– چرا نشه؟ گاهی لازمه آدم‌ها فقط روایت کنن. نیاز نیست به اون چیز معتقد باشن.
– فکر نکنم.

[ادامه‌دار]

Advertisements

مبحث

– اولی: اوّل می‌گفتن: «جنگ 8 ساله» بعداً گفتن: «دفاع مقدس».
– دومی: اِ…؟
– سومی: این که چیزی نیست. الآن هم میگن: «جنگ 33 روزه» کسی چه می‌دونه بعداً چی بگن!
– اولی: این دو تا با هم فرق می‌کنه.
– دومی: ولی تاریخ هیچ‌وقت اشتباه قضاوت نمی‌کنه…
– سومی: خوشم اومد. وظیفه‌ی دانای کلّی‌ات رو به‌خوبی انجام دادی!

سه‌جی‌پی

این‌هایی که توی برنامه‌ی رنگارنگ پخش میشه، فیلم خصوصی نیست ها! یه وقت اشتباه نگیرید. فقط اون‌هایی که فرمت‌شون «3gp»‌یه، فیلم خصوصی به حساب می‌یان. گفتم که یه وقت اشتباه نگیرین…

شوخی

داشت جلوی 20 میلیون بیننده، با کنایه و استعاره، طرف را با خاک یکسان می‌کرد. شوخی‌هایش از هزار تا فحشِ ناموسی هم بدتر بود. امّا پاسخ‌های آن طرف خیلی جالب و مفرح بود: خیلی ممنون. شما لطف دارین. شرمنده‌ام نکنید. خواهش می‌کنم. خوبی از خودتونه. …

نمک اشک‌های ما

محسن چاوشی: به نام کسانی که بازمی‌گردند، زیرا هرگز نرفته‌اند؛ به نام کسانی که نمک فرسوده‌شان می‌کند، زیرا نمک اشک‌های ما هستند؛ و به نام کسانی که گندیدگی را نمی‌پذیرند، زیرا ما را تطهیر کرده‌اند.

[سایت شخصی، مرداد 1387]

پای یک زن

مریم [گل‌شیفته فراهانی] در «همیشه پای یک زن درمیان است» خطاب به رفتگر محله: ببین من نه حاضرم زنت بشم، نه صیغه‌ات میشم، نه باهات Date میزارم، نه میلم به كاپوچینو میره، نه هوس هویج بستنی كردم، نه با یه نی باهات آب‌انار می‌خورم، زير چترم باهات قدم نمی‌زنم، شاه‌عبدالعظیم هم نمی‌یام باهات كباب بخورم با یه پر ریحون،‌ نه girl friend ات میشم، نه مادر بچه‌هات!