دختردایی گمشده

یک فیلم، یک تجربه

آرشیو برای گمشده

دختر دایی گم شده

داریوش مهرجویی: دایی سینمای ایران رفت. طنین صدای گرم او هنوز در گوشم است، دختر دایی گم شده، گم شده، روح سرگردان شده دختر دایی طعمه دریا شده… و روح ظریف او نیز واقعاً طعمه دریا شد… طعمه بی‌توجهی‌ها، بی‌تفاوتی‌ها، ندانم‌کاری‌ها… و در این چند سال اخیر، خسرو شکیبایی را درنیافتند.
[خبرگزاری فارس، تیر 1387]

گم‌شده

اگر چیزی‌تون رو گُم کردید، اینجا رو نگردید. روی شیشه‌یِ بقالیِ سر کوچه‌تون، حتماً یه کاغذی پیدا می‌شه!

اغراق

بدون اغراق، پول‌شُماردن را بلد نیستم!
بی‌اغراق‌تر از این، حرفی تاکنون نزده‌ام!
این حرفم، آن‌قدر خالی از اغراق، هست که بخواهم سال‌ها بعد تکذیب‌ش کنم…

100

صد؛ سدّی نیست…

دختردایی گمشده

‌در تمام طول عمرم، فیلم دختردایی گمشده را نه دیده‌ام و نه اصلاً دختردایی دارم که بخواهم گمش کنم. اگر همان شش ماه پیش این وبلاگ را ساخته بودم که اصلاً زن‌دایی هم نداشتم چه برسد به دختردایی! با اراده‌ای که از خودم سراغ دارم، از حالا که دارم این متن را می‌نویسم تا زمانی که سایت، راه بیفتد امکان دارد، دختردایی‌دار هم بشوم! حتی ممکن است گمش هم بکنم! خدا را چه دیدید؟!