جهان‌سومی‌ها

2009/03/23 at 05:00 | In دیالوگ, شبکه, مکالمه | 1 Comment

یه بار دیگه باید تشکر کنم از شما بینندگانِ عزیز برنامه که طی روزهای اخیر از هر حیث ما رو شرمنده کردید…

- بابا خیلی خُب. این‌قدر جهان‌سومی‌بازی درنیار. وظیفه‌مون بود.

بحث عمیق

2009/02/10 at 02:45 | In بازی‌بازی, بحث‌های مهم و اساسی, تلفیق, در تأييد صحبت شما, دهن سرویسی, دیالوگ, مثل‌ها و عسل‌ها, مهمانی لیبل‌ها, مکالمه | 1 Comment

- … مثال می‌زنم؛ فرض کن اگه یه روز من خواهرت رو بگام، تو چه‌ات میشه؟ خُب این هم عینِ همونه دیگه! ببین…
- فرزاد، حیف که در مثل مناقشه نیست، وگرنه دهنت رو سرویس می‌کردم!

- آفرین. دقیقاً. چه به نکته‌ی خوبی اشاره کردی: دهن…
تصور کنم من آمدم خانه‌ی شما. بعد از در که آمدم تو، به جای گلِ روی تو، دهنِ خواهرت رو ببوسم، بعد…
[تا این لحظه، مثلی درباره‌ی اینکه آیا در تصور هم مناقشه هست یا خیر، کشف نشده است!]

کریس و مس

2009/01/03 at 21:35 | In دیالوگ, مناسبت, مکالمه | 5 Comments

مس: کریس! کریسمس‌ات مبارک!
کریس: ممنونم مس! کریسمس تو هم مبارک!

مُردّد

2008/12/26 at 19:55 | In احمق‌ها, بی‌لیبل, دیالوگ, مکالمه, کلیش‌ه | 1 Comment

- فکر کنم اگه فلان کار را بکنیم، این جوری میشه…
- تو مطمئنی؟
- وقتی می‌گم فکر کنم یعنی مطمئن نیستم دیگه احمق!

امشب

2008/11/21 at 20:07 | In تقسیم‌بندی‌ها, دیالوگ, موقعیت‌های مشابه, مکالمه | 1 Comment

- تو چرا این‌قدر فکر می‌کنی با من فرق داری؟
- چون واقعاً دارم.
- چه فرقی؟
- خودت خوب می‌دونی…
- نمی‌دونم.
- اینکه تو اصلیِ من هستی؛ ولی من اصلیِ تو نیستم.
- چرا این‌طوری فکر می‌کنی؟
- چون همین‌طوری‌یه.
- نیست… تو اصلیِ من هستی…
- ثابت کن.
- چجوری؟
- امشب رو همین‌جا بمون.

هیچ می‌دونی

2008/06/28 at 14:25 | In مکالمه | Leave a Comment

- هیچ می‌دونی چرا دیوار دستشویی‌ها سیاه نیست؟
- کی گفته همچین حرفی‌یه؟
- سؤال رو با سؤال، جواب نده. می‌دونی؟
- نه. چون اصلاً این قضیه رو قبول ندارم…
- سؤال رو با نظریه جواب نمی‌دن،
- نه. چرا؟
- چون بشه راحت سوسک‌هاش رو کشف کرد!
- مسخره بود. دیوار کجا سیاهه، که دیوار دستشویی باشه؟
- بعد هم با آفتابه و شیلنگ، سوسک بیچاره رو به رگبار می‌بندن آخرش بیچاره به همون جایی که بود برمی‌گرده. منتها حالا مثل موش آب‌کشیده شده.
- آره لابد حسابی خجالت می‌کشه.
- البته حالا دیگه اون یه موشِ مرده‌ی آب‌کشیده است… پس خجالت براش معنایی نداره. داره؟

مرض

2008/04/14 at 13:55 | In تاريخ گذشته, مستند, مکالمه | 1 Comment

- اين دو روز مريض بودم…
ولی اگه مريض هم نبودم، مريض نبودم كه بيام مدرسه.
- آره. امروز 11 نفر بيشتر نيومدند. پريروز هم 14-15 تا.

تنها مکالمه

2008/04/09 at 17:19 | In سروش‌صحت, مکالمه | 1 Comment

تنها مکالمه‌ام با نیما حسنی‌نسب، خوب یادم مانده.

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.