تماشا
2009/06/06 at 21:38 | In دیدگاه, شبکه, شعر دیگران, مستند, معلم, مناسبت, مهمانی لیبلها, مونولوگ, همین حالا | Leave a Commentپیاده تا نبودنت
رفتم و تنهاتر شدم
توی تئاتر زندگی
بغض یه بازیگر شدم
آینه
2009/03/21 at 22:24 | In انتظارها, لذت, مستند, من, مناسبت, مهمانی لیبلها, موقعیتهای مشابه, مونولوگ, کشف, گمشده | 1 Commentامروز صبح که از خواب پا شدم، رفتم جلوی آینه و به صورت خودم نگریستم. از دیروز تا امروز یک سال بزرگتر شده بودم!
وسواس عجیب
2009/03/07 at 14:49 | In من, مونولوگ | Leave a Commentکمتر مریض میشوم. حتا کمتر سرما میخورم. دفترچهی پزشکیام را که نگاه کنی شاید سالی یک ورقاش هم پر نشده باشد. و این مرا دچار وسواسی عجیب کرده… نکند سلامتی زیاد برایم ضرر داشته باشد؟
وعدهی غذایی روح
2009/02/02 at 04:47 | In لذت, من, مونولوگ | 1 Commentاز وقتی یادم میآید از برنامههای غذایی روزانهی روحم یکی همیشه این بود: «۵ دقیقه و ۸ ثانیه تفکر راجعبه روابط میان محلِّ تولد، زندگی، تحصیل و سکونت فرد با چگونه طیشدنِ مراحلِ رشد و تکامل روح، جسم، جان و بدن او».
اگه
2008/12/29 at 20:57 | In مونولوگ, میگی نه آزمایش کن | 1 Commentاگر جوری که هیچی، اگه ناجوری یا خودت رو عوض کن یا دنیا رو تغییر بده.
روز آخر
2008/12/21 at 07:13 | In بابا, بازیبازی, بحثهای مهم و اساسی, دیدگاه, مونولوگ | 3 Commentsخُب پسرم! دیشب رو دودره کردی نیامدی خانه به کنار، ما این آئین مهر را عملی کردیم، تو چه؟ کردی؟
به همراه جمیع دوستانت جوجهها را شماردی؟ نشماردی؟ ای خاک بر سرت عنتوچک! پس چه غلطی میکردی این همه مدّت؟ شبِ به این بلندی را برای همین ساختهاند دیگر…
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
