فحش

2009/07/15 at 20:27 | In بابا, باخاصیت, بازتاب, بازی‌بازی, بحث‌های مهم و اساسی, تحمل‌کن!, خبر اختصاصی, خبر فوری, دهن سرویسی, ديدگاه, دیالوگ, شبکه, قاعده, مسابقه, مستند, مناسبت, مهمانی لیبل‌ها, موقعیت‌های مشابه, میگی نه آزمایش کن | 8 Comments

- [...] [...] [...] [...] [...] [...]
- آقا چرا فحش میدی؟
- بابا [...] [...] [...] [...] [...] [...] [...]

مرحوم

2009/04/25 at 14:09 | In شبکه, فیلم, قاعده, کلیش‌ه | Leave a Comment

وقتی فردی مرحوم می‌شود، همیشه کسی نواری مشکی در آستین‌اش دارد که ضمیمه‌ی عکس مرحوم یا مرحومه (ترجیحاً عکس خندان‌اش) کند!

بزرگ

2009/04/09 at 19:44 | In قاعده, من, موقعیت‌های مشابه, پسر بچه | 1 Comment

از وقتی یادمه هر کاری خواستم بکنم بزرگترها می‌گفتن: تو دیگه بزرگ شدی! اِ نه! زشته. تو نباید این کارو بکنی…
پس من کی کوچک بودم؟

دلسوزی

2009/03/22 at 21:58 | In توصیه, قاعده | 2 Comments

مگذار کسی به غیر از خودتان برای عشق تان دلسوزی کند…
البته اساساً بهتر است بگذاری کار به آنجاها نکشد!

رسوای دوعالم کننده‌ام

2009/02/19 at 08:41 | In بزرگ‌ترین, قاعده, لذت, من, کشف, گمشده, گیجی | 1 Comment

اگر بخواهم چیزی یا کسی را برباددهنده‌ی خودم بدانم، که بی آنکه بر آن چیره شوم، طبل رسوایی ام را همه جا بزند، آن چیز یا کس “خواب” است؛ “خواب”!

جواب

2009/02/17 at 19:41 | In تقسیم‌بندی‌ها, قاعده | 1 Comment

کی میگه جواب ِ چَک چَک‌ه؟
یا جواب ِ تَک تَک‌ه؟
جواب اولی یه فحش خارماردار، دومی حداکثر یه پیامک‌ه.
همین…

مواجهه

2009/02/15 at 02:54 | In راهکار, قاعده, موقعیت‌های مشابه | 2 Comments

در مواجهه با ۹۷ درصد از مشکلات جهان، معقولانه ترین راه حل است: «بخند و بگذر»!

اشعار کلاسیک

2009/01/25 at 02:47 | In اضافات, فعل معکوس, قاعده, موقعیت‌های مشابه, میگی نه آزمایش کن | 1 Comment

شعرهای کلاسیک برایم مُدرن‌تر هستند تا آن‌ها. موضوعات نوتری‌اند. هرچند قالب کهنه‌ای دارند. ولی جهان‌شمول‌تر و به‌روزتر می‌نمایند. و همه‌ی این‌ها یعنی اشعار کلاسیک بیشتر این قابلیت را دارند که به گُه کشیده شوند!

یک اودیسه‌ی فضایی

2009/01/18 at 07:23 | In تقسیم‌بندی‌ها, فیلم, قاعده, چنین گفت کوبریک | Leave a Comment

۲۰۰۱: یک اودیسه‌ی فضایی
دارم فیلم یه مرده رو می‌بینم…
دارم فیلم یه مُرده رو می‌بینم…
این خیلی فرق می‌کنه.

برای

2009/01/12 at 01:48 | In ارزش‌ها, داستان, فنآوری, فیلم, قاعده | Leave a Comment

برای نوشتن داستان نیاز به شخصیت‌ه و برای گسترش داستان و ایجاد گره‌های بیشتر هم نیاز به شخصیت است. این وسط دو نفر شاخ غول را می‌شکنند؛ یکی نویسنده کم‌شخصیت‌ترین داستان و دیگری کارگردان همان فیلم.

خم‌یا‌زه

2009/01/10 at 10:11 | In حکم [صادره از شیراز], قاعده, موقعیت‌های مشابه, میگی نه آزمایش کن, کشف | 1 Comment

خمیازه کشیدن در حالی که جلوی پنکه نشسته‌ای و پنکه را ثابت کرده‌ای و صورتت هم به سمت پنکه است، بدون وضو در حُکم تُفِ سربالاست… بکن.

خبرهای قرمز

2008/12/18 at 00:16 | In بی‌لیبل, قاعده, لذت, موقعیت‌های مشابه | 1 Comment

وقتی دماغت یه درد عجیبی گرفت و یه احساس عجیبی بهت می‌گفت توش یه خبراییه، بدون که یه خبرای قرمزی توش هست!

سینماگر

2008/12/08 at 11:15 | In اضافات, بی‌لیبل, قاعده | 4 Comments

سینماگر خوب باید بتونه خوب برقصه.

تعلّق

2008/08/05 at 20:15 | In قاعده | 2 Comments

تابِ توی پارک، به کسی که رویش نشسته و کسی که دارد «کسی که رویش نشسته» را هُل می‌دهد، تعلق دارد.

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.