دختردایی گمشده

یک فیلم، یک تجربه

آرشیو برای دیدگاه

دختر دایی گم شده

داریوش مهرجویی: دایی سینمای ایران رفت. طنین صدای گرم او هنوز در گوشم است، دختر دایی گم شده، گم شده، روح سرگردان شده دختر دایی طعمه دریا شده… و روح ظریف او نیز واقعاً طعمه دریا شد… طعمه بی‌توجهی‌ها، بی‌تفاوتی‌ها، ندانم‌کاری‌ها… و در این چند سال اخیر، خسرو شکیبایی را درنیافتند.
[خبرگزاری فارس، تیر 1387]

دیدم نمی‌شود

خسرو شکیبایی: در هامون چند بار تپق زدم و بعدش ادامه ندادم. مهرجویی داد زد و گفت: «چرا معطل می‌کنی؟» گفتم: «خراب شد.» گفت: «چی‌چی خراب شد، من همینو می‌خوام.» بعدش یکی‌دو بار سعی کردم آگاهانه تپق بزنم، دیدم نمی‌شود.
[ماهنامه‌ی فیلم، مهر 1384، شماره‌ی 337]

رأی

باران، به یاران خاتمی رأی می‌دهد.
خاتمی، به یاران باران رأی می‌دهد.

ارزش جنگیدن

“پیش از این منابع خبری مختلف شانس پرسپولیس را نزدیک صفر تخمین می‌زدند. کاشانی: برای بازگشت شش امتیاز آماده باشید.”

این حادثه نشان داد که 0٪ هم ارزش جنگیدن را دارد… .