مرحوم
2009/04/25 at 14:09 | In شبکه, فیلم, قاعده, کلیشه | Leave a Commentوقتی فردی مرحوم میشود، همیشه کسی نواری مشکی در آستیناش دارد که ضمیمهی عکس مرحوم یا مرحومه (ترجیحاً عکس خنداناش) کند!
تلفیق ـ ۲
2009/04/21 at 15:53 | In اضافات, تلفیق, مثلها و عسلها | Leave a Commentبا صد من عصا هم نمیشه قورتش داد!
فقر
2009/04/16 at 15:12 | In تقسیمبندیها, موقعیتهای مشابه | 5 Commentsکسی که زندگی اش در فقر شروع شده باشد، تا آخر عمر -حتی اگر پولدار هم شود- مانند یک فقیر فکر میکند…
بخشش
2009/04/13 at 11:17 | In دیالوگ, دیدگاه, شبکه, فیلم, گمشده در ترجمه | Leave a Commentکسی که دو بار مقصره و متأسف نیست، ارزش بخشیدنو نداره.
جو لاندو (سالی) در پزشک دهکده
تصمیم
2009/04/10 at 18:13 | In من | Leave a Commentوقتی که تصمیم گرفتم عوض شوم، هوا سرد بود و تشکم خیس. وقتی تصمیم گرفتم عوضی شوم هم همینطور!
بزرگ
2009/04/09 at 19:44 | In قاعده, من, موقعیتهای مشابه, پسر بچه | 1 Commentاز وقتی یادمه هر کاری خواستم بکنم بزرگترها میگفتن: تو دیگه بزرگ شدی! اِ نه! زشته. تو نباید این کارو بکنی…
پس من کی کوچک بودم؟
باغ وحش جهانی ـ ۱
2009/04/08 at 12:05 | In جنگل | 1 Commentاگر قرار بود شیر انسان را هم بدوشند، پس فرقمان با گاو چه بود؟
مرگ
2009/04/02 at 02:26 | In من | 16 Commentsعیدی خدا در روز دوازده فروردین به ما بعد از پنجاه سال اسیر دام اعتیاد بودن، مرگِ پدربزرگِ مادریام بود. یکی از خوابهایم این است که روزی سازندهی این موادِ کوفتی را پیدا کنم…
[البته فرقِ این مُردن با مرگِ هفت ماه و یک روز پیش ِ مادربزرگم در این است که این بار نه تنها یک انسان و یکی از عزیزترینهایم فوت کرده، که با مرگ او، یک عشق خاک شده؛ یک علاقه مُرده؛ (کنار هم هم خاکشان کردند) و حالا در آن دنیا به هم رسیده. پس حق داشتم این همه گریه کنم... یکی دو تا درد که نبود؛ تازه جبرانِ دفعهی پیش هم بود. این بغضِ فروخوردهی قبلی هم بود که به نظرم ترکید...]
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
