امید
2009/03/28 at 00:33 | In داستان, لذت, من, گمشده | 1 Commentوقتی که از زندگی ناامید میشم، به این فکر میافتم که چطوره دیگران رو به زندگی امیدوار کنم؟ پس یه قصه مینویسم…
و اینجوری خودم هم کم کم دوباره همراه با شخصیت های داستان، به زندگی امیدوار میشم!
۱ دیدگاه »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
بیان دیدگاه
وبنوشت روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.

موافقم
دیدگاه با سروش — 2009/03/29 #