زینت
2009/01/30 at 03:12 | In روشنفکران ابله, فعل معکوس, فیلم, مستند | 3 Commentsگروه فرهنگی: … در بخش بازیگر زن، آن هاتاوی و کیت وینسلت مدعیان اصلی هستند. البته حضور آنجلینا جولی هم در این بخش میتواند زینتبخش شب اهدای جوائز محسوب شود. (!)
روزنامهی وزین اعتماد، شنبه ۵ بهمن ماه ۱۳۸۷، صفحهی آخر
حرفه:خبرنگار
2009/01/29 at 03:40 | In ای خبرنگار! | 1 Commentای خبرنگار!
حرفهای باش و عاشق. زیر لوگو اصلاً این را بنویس.
مورد عجیب ۹۰ امشب
2009/01/27 at 04:24 | In بازتاب, شبکه, فوتبال, مناسبت, همین حالا, کشف | 8 Commentsبر همگان واضح و مبرهن است که منظور از اشارهی کوچک امشب عادل به رسانههای خارجی، محکومکردنِ گزارش شبکهی بیبیسیِ فارسی در روز دوشنبهی هفتهی پیش راجع به برنامهی ۹۰ و کمپین ۵ میلیون اساماس بود.
و آگاهان خوب میدانند که عادل هنگام این اشارهی کوچک، کاغذی که دستش بود را از سمت راست میز برداشت و در سمت چپ میز قرار داد.
زلف یار
2009/01/26 at 21:28 | In توی هوای شاعری, مستند, من, هایکو | Leave a Commentبا زلف یار موهامو شونه میزنم.
آه برقگرفتگی!
اشعار کلاسیک
2009/01/25 at 02:47 | In اضافات, فعل معکوس, قاعده, موقعیتهای مشابه, میگی نه آزمایش کن | 1 Commentشعرهای کلاسیک برایم مُدرنتر هستند تا آنها. موضوعات نوتریاند. هرچند قالب کهنهای دارند. ولی جهانشمولتر و بهروزتر مینمایند. و همهی اینها یعنی اشعار کلاسیک بیشتر این قابلیت را دارند که به گُه کشیده شوند!
زندگی عادی
2009/01/20 at 07:27 | In ارزشها, باخاصیت, بازتاب, بزرگترین, ترين, توصیه, داستان, درگیریهای ذهنی بیپایان, دیدگاه, سال ۱۹۶۸, سلام سینما, سورئال, فنآوری, فیلم, لذت, مستند, معلم, من, مناسبت, موقعیتهای مشابه, میگی نه آزمایش کن, نوگـُلِ روشنفکر, همین حالا, چنین گفت کوبریک, کشف, گیج | 1 Comment[+]
اولین کلمهای که بعد از دیدن فیلم به ذهنم رسید «عظمت» بود.
وقتی داشتم گریه میکردم، دومین کلمهای که به یاد آوردم این بود: «جهل»
بعد از تمامشدن گریه، سومین کلمه را گفتم: «زن» و چهارمی و پنجمی و…: «سکس»، «عشق»، «نانوایی»، «ریش تراش»، «…» البته فقط کلمهی اول و دوم راجع به فیلم بود، کلمات دیگر درمورد زندگی عادیام بود منهای این فیلم.
یک اودیسهی فضایی
2009/01/18 at 07:23 | In تقسیمبندیها, فیلم, قاعده, چنین گفت کوبریک | Leave a Comment۲۰۰۱: یک اودیسهی فضایی
دارم فیلم یه مرده رو میبینم…
دارم فیلم یه مُرده رو میبینم…
این خیلی فرق میکنه.
دیش
2009/01/15 at 09:58 | In تحملکن!, لذت, من | 3 Commentsهوا سرده و من جیش دارم. این کار را سختتر هم میکند…
برای
2009/01/12 at 01:48 | In ارزشها, داستان, فنآوری, فیلم, قاعده | Leave a Commentبرای نوشتن داستان نیاز به شخصیته و برای گسترش داستان و ایجاد گرههای بیشتر هم نیاز به شخصیت است. این وسط دو نفر شاخ غول را میشکنند؛ یکی نویسنده کمشخصیتترین داستان و دیگری کارگردان همان فیلم.
خمیازه
2009/01/10 at 10:11 | In حکم [صادره از شیراز], قاعده, موقعیتهای مشابه, میگی نه آزمایش کن, کشف | 1 Commentخمیازه کشیدن در حالی که جلوی پنکه نشستهای و پنکه را ثابت کردهای و صورتت هم به سمت پنکه است، بدون وضو در حُکم تُفِ سربالاست… بکن.
کشف بزرگ
2009/01/08 at 18:38 | In بزرگترین, به گزارش واحد مرکزی خبر, مسابقه, کشف, کشف و کفش و کشک | 2 Commentsبزرگترین کشف دیروزم این بود که بالاخره فهمیدم “بوئنوس آیرس” نام شهری در آرژانتین است.
وضع
2009/01/05 at 12:55 | In الهی آمین!, حکم [صادره از شیراز], دیالوگ, دیدگاه, شبکه, فیلم | Leave a Commentوضع برای شما محافظهکارها عوض میشه.
یه روزی همهی شما از بین میرید.
(ظهر یکی از چهارشنبههای خیلیوقتپیشها، تکرار یک سریال خارجی قدیمی، شبکه 4)
کریس و مس
2009/01/03 at 21:35 | In دیالوگ, مناسبت, مکالمه | 5 Commentsمس: کریس! کریسمسات مبارک!
کریس: ممنونم مس! کریسمس تو هم مبارک!
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
