اگه
2008/12/29 at 20:57 | In مونولوگ, میگی نه آزمایش کن | 1 Commentاگر جوری که هیچی، اگه ناجوری یا خودت رو عوض کن یا دنیا رو تغییر بده.
مُردّد
2008/12/26 at 19:55 | In احمقها, بیلیبل, دیالوگ, مکالمه, کلیشه | 1 Comment- فکر کنم اگه فلان کار را بکنیم، این جوری میشه…
- تو مطمئنی؟
- وقتی میگم فکر کنم یعنی مطمئن نیستم دیگه احمق!
روز آخر
2008/12/21 at 07:13 | In بابا, بازیبازی, بحثهای مهم و اساسی, دیدگاه, مونولوگ | 3 Commentsخُب پسرم! دیشب رو دودره کردی نیامدی خانه به کنار، ما این آئین مهر را عملی کردیم، تو چه؟ کردی؟
به همراه جمیع دوستانت جوجهها را شماردی؟ نشماردی؟ ای خاک بر سرت عنتوچک! پس چه غلطی میکردی این همه مدّت؟ شبِ به این بلندی را برای همین ساختهاند دیگر…
خبرهای قرمز
2008/12/18 at 00:16 | In بیلیبل, قاعده, لذت, موقعیتهای مشابه | 1 Commentوقتی دماغت یه درد عجیبی گرفت و یه احساس عجیبی بهت میگفت توش یه خبراییه، بدون که یه خبرای قرمزی توش هست!
سینماگر
2008/12/08 at 11:15 | In اضافات, بیلیبل, قاعده | 4 Commentsسینماگر خوب باید بتونه خوب برقصه.
این انتظار لعنتی
2008/12/04 at 16:33 | In انتظارها | 1 Commentموقعی که منتظر یک تماس تلفنی مهم هستی یا دیدن یک فیلم مهم، این فرصت را داری تا عمیقاً به خواستههایت فکر کنی و دو-سه تا از آنها را در همین فاصله، عملی کنی. و جالب اینه که این فکرهایی که ناگهان روی سرت خراب میشوند و فریاد میزنند تا عملیشان کنی، دائماً پیچیدهتر و بیشتر میشوند و تو این وسط شاید حتی مجبور شوی قیدِ چیزی که منتظرش بودی را بزنی و به عملیکردنِ همین ایدههایت برسی…
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
