نوشته
2008/08/31 at 13:37 | In گمشده | 1 Comment- همهی این چیزهایی که اینجا مینویسم که لزوماً نظر خودم که نیست که.
- مگه میشه تو یه چیزی رو نوشته باشی که خودت قبولش نداشته باشی؟
- چرا نشه؟ گاهی لازمه آدمها فقط روایت کنن. نیاز نیست به اون چیز معتقد باشن.
- فکر نکنم.
[ادامهدار]
بازجوییهای یک کارگردان
2008/08/29 at 21:26 | In سلام سینما | Leave a Comment- سلام. من مرضیه خوشتراش هستم.
- جدی؟ خودت هم خوشتراشی یا فقط بابات بوده؟
نشریه
2008/08/28 at 19:23 | In باخاصیت | Leave a Commentخوبی این نشریه اینه که افرادی رو روی جلد میبره که کمتر پیش مییاد به اونجا برن. کسانی که نه هنرمندند نه ورزشکار. بهشان میگویند: «نظریهپرداز سیاسی».
عمرییه
2008/08/27 at 17:18 | In توی هوای شاعری | Leave a Commentعمرییه امید دارم به آرزویی برسم
آرزومه که تا عمر دارم امید داشته باشم
مبحث
2008/08/26 at 11:12 | In دیالوگ | Leave a Comment- اولی: اوّل میگفتن: «جنگ 8 ساله» بعداً گفتن: «دفاع مقدس».
- دومی: اِ…؟
- سومی: این که چیزی نیست. الآن هم میگن: «جنگ 33 روزه» کسی چه میدونه بعداً چی بگن!
- اولی: این دو تا با هم فرق میکنه.
- دومی: ولی تاریخ هیچوقت اشتباه قضاوت نمیکنه…
- سومی: خوشم اومد. وظیفهی دانای کلّیات رو بهخوبی انجام دادی!
سهجیپی
2008/08/23 at 20:33 | In تقسیمبندیها | 1 Commentاینهایی که توی برنامهی رنگارنگ پخش میشه، فیلم خصوصی نیست ها! یه وقت اشتباه نگیرید. فقط اونهایی که فرمتشون «3gp»یه، فیلم خصوصی به حساب مییان. گفتم که یه وقت اشتباه نگیرین…
نظم
2008/08/22 at 19:53 | In بازیبازی | 1 Commentهنر ِ منظم، تشکیل شده است از: نظمبخشیدن به بههمریختگیهای یک چیز ِ بینظم.
حفظِ حافظ 2
2008/08/21 at 21:22 | In بیلیبل | 2 Comments[+]
حافظ خودش چیزهای دیگه رو حفظ میکرد…
حالا من برم شعر اون رو حفظ کنم؟
قانون، تبصره، تخیل 2
2008/08/19 at 14:06 | In حکم [صادره از شیراز] | 2 Comments[+]
تبصره: بیمارستانها وقتی تعطیل میشوند که مریضی نداشته باشند.
قانون، تبصره، تخیل
2008/08/18 at 13:02 | In حکم [صادره از شیراز] | 2 Commentsقانون: بیمارستانها هیچوقت تعطیل نمیشوند…
دل
2008/08/15 at 16:25 | In توی هوای شاعری | Leave a Commentدل، دلِ عاشقکُشای نیست
عاشقِ دلداده، کی نیست؟
شوخی
2008/08/14 at 11:12 | In مستند | 2 Commentsداشت جلوی 20 میلیون بیننده، با کنایه و استعاره، طرف را با خاک یکسان میکرد. شوخیهایش از هزار تا فحشِ ناموسی هم بدتر بود. امّا پاسخهای آن طرف خیلی جالب و مفرح بود: خیلی ممنون. شما لطف دارین. شرمندهام نکنید. خواهش میکنم. خوبی از خودتونه. …
با هم
2008/08/13 at 14:51 | In دیالوگ | 3 Comments- تا حالا با هم بازی کرده بودین؟
- اون کرده بود، ولی من نه.
نمک اشکهای ما
2008/08/12 at 13:35 | In دیدگاه | Leave a Commentمحسن چاوشی: به نام کسانی که بازمیگردند، زیرا هرگز نرفتهاند؛ به نام کسانی که نمک فرسودهشان میکند، زیرا نمک اشکهای ما هستند؛ و به نام کسانی که گندیدگی را نمیپذیرند، زیرا ما را تطهیر کردهاند.
[سایت شخصی، مرداد 1387]
1
2008/08/09 at 14:01 | In English | 1 CommentTue 08 05 08
Wed 08 06 08
Thu 08 07 08
Fri 08 08 08
Sat 09 09 08
Sun 08 10 08
Mon 08 11 08
یه روزی
2008/08/07 at 18:32 | In گمشده | 7 Commentsیه روزی مردم همهی پستهای این وبلاگ را خواهند خوند.
تا آن روز صبر میکنم.
پای یک زن
2008/08/06 at 19:35 | In دیدگاه | 3 Commentsمریم [گلشیفته فراهانی] در «همیشه پای یک زن درمیان است» خطاب به رفتگر محله: ببین من نه حاضرم زنت بشم، نه صیغهات میشم، نه باهات Date میزارم، نه میلم به كاپوچینو میره، نه هوس هویج بستنی كردم، نه با یه نی باهات آبانار میخورم، زير چترم باهات قدم نمیزنم، شاهعبدالعظیم هم نمییام باهات كباب بخورم با یه پر ریحون، نه girl friend ات میشم، نه مادر بچههات!
تعلّق
2008/08/05 at 20:15 | In قاعده | 2 Commentsتابِ توی پارک، به کسی که رویش نشسته و کسی که دارد «کسی که رویش نشسته» را هُل میدهد، تعلق دارد.
وبنوشت روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
