دختردایی گمشده

یک فیلم، یک تجربه

آرشیو برای آوریل, 2008

به همین ساده‌ای

مامان! شغلِ شما چیه؟ مگه خانه‌دار نمی‌شه: House worker؟
هــــو هوهوهوهو هو وو
هــــو هوهوهوهو هو وو
هــــو هوهوهوهوهوهوهو هو
به همین سادگی
فیلمی از سیدرضا میرکریمی
فیلم تحسین‌شده‌ی سال

پوتین برای سربازان جدید

پوتین برای سربازان جدید
نان
نفت، یه پیت
اسلحه به تعداد کافی
اتاق بازجویی نم کشیده
دست‌بند 10 عدد
پول برق را باید بدهیم، پول آب را جدا
پول گاز را باید بدهیم
دوبله پارک نکنیم
و دیگر هیچ…

مربوط: امان از این برداشت‌های سطحی

ميوه 2

چنین تفکراتی، آب‌شان با میوه‌هایی مثل تمشک و توت‌فرنگی توی یک جوی نمی‌رود.

میوه

میوه نخور نَشُسته
میوه‌نَشُسته، سُسته

فرق

سخت‌ترین سؤالِ امتحان، این بود:
«فرقِ ماچ و بوسه را بنویسید؟»

سعدیا

حالا اگه یه مرد نکونامی خواست خودکشی کنه چی؟ باز هم نمی‌میره؟
با توام. سعدیا!

انصاف

منصف اگر باشیم، مجری آن برنامه‌ی شبانه‌ی شبکه چهارمی هم، برای خودش، غلامحسین‌ای الهام است…

روآوردن به مینی‌مال

مردمی که قدرت و عرضه‌ی درکِ شعورِ حاکمه بر متون صادقه‌ی بلند را ندارند، نویسندگان‌اش به مینی‌مال رو می‌آورند…

بیست

معلم: کدومتون می‌تونه فرقِ «پخش و پلا» رو با «پرت و پلا» بگه تا همین الآن نمره‌ی ترمش رو بیست بذارم؟

نصیب

خدا دو چیز رو نصیبِ هیچ خری نکنه؛
یکی پدر و مادر نفهم
و دیگری پدربزرگ و مادربزرگ نفهم.

لذت

من، لذتِ كندنِ ناخَن‌های پا با دست رو با هيچی عوض نمی‌كنم؛ حتي با ناخون‌گير.

لهجه

آدم‌هايی كه می‌گويند لهجه نداری و روی اين قضيه پافشاری می‌كنند، اصلاً آدم‌های قابل‌اعتمادی نيستند…

مرض

- اين دو روز مريض بودم…
ولی اگه مريض هم نبودم، مريض نبودم كه بيام مدرسه.
- آره. امروز 11 نفر بيشتر نيومدند. پريروز هم 14-15 تا.

شب ادراری

ای شب ادراری! تا وقتی که تو بودی
روزهای من پر  ِ کابوس‌های زرد بود

لیبلی با یك پست

وقتی روی یک لیبل کلیک کنی و ببینی هیچ پستی نداره، رفتی سرکار؛ نه، الآن.
چون همین‌هایی که داری مطالعه می‌کنی هم پست به حساب می‌یان خنگ.
نگران نباش. سرکار نرفتی!

يوم‌الله

راجع به اينكه چه روزي، روز خداست و چه روزي نيست، خودِ خدا نظر مي‌ده يا نه؟
اگه نه، پس اينا چجوري فهميدن 12 فروردين يوم‌الله است و مثلاً 13 فروردين نيست؟!

مربوط: وحدهُ لا شریک له

دماغ

امير وقتي دماغ بهرام [رادان] را مي‌بيند، به آينده‌اش اميدوار مي‌شود.

سورئال‌ترين

- حالا سورئال‌ترینش کدوم بود؟
- وایسا.
- چشم.
- تشبیهِ “گل‌های خشخاش و علف” به “آدم‌های بی‌خدا”.

تنها مکالمه

تنها مکالمه‌ام با نیما حسنی‌نسب، خوب یادم مانده.

راه‌رفتن توی خیابان

آدم‌هایی که وقتی توی خیابان راه می‌رویم، نگاه‌مان می‌کنند به دو دسته تقسیم می‌شوند: آدم‌بدها و آدم‌خوب‌ها.

Older entries »