باردار
دیشب باردارش کردم. اینقدر باهاش ور رفتم که بالاخره باردار شد و جرقه زد.
امشب حتماً میرم: سلمونی.
دیشب باردارش کردم. اینقدر باهاش ور رفتم که بالاخره باردار شد و جرقه زد.
امشب حتماً میرم: سلمونی.
ریمیکس چهار آهنگ «نفرین»، «فاصله»، «کفتر چاهی»، «چه کسی؟» از آلبوم نفرین
اثر محسن چاوشی و محسن یگانه روی ترانههایی از مریم حیدرزاده، مریم حیدرزاده، حسین صفا و حمید مصدق
شناسه: 1282141206970970
نام: nefrin_rimix
مدت: 59 ثانیه
اندازه: 935 هزار بایت
فرمت: آوا3
زمان: 19:02 شب
کپیرایت: ندارد
توضیح: در حدود سال ۸۱ بود که این آلبوم به نام مجتبی کبیری به بازار آمد! کبیری در آن زمان از این آلبوم به شدت سوء استفاده کرد و حتی یک نامه ننوشت که این آلبوم مال من نیست. محسن در آلبوم دومش ریمیکس این آلبوم را قرار داد تا همه بفهمند که خواننده آلبوم نفرین محسن چاووشی است!
از اینجا.
کبک بودیم، کلاغ شدیم
اثر رضا یزدانی روی ترانهای از یغما گلرویی
شناسه: 2931371206714759
نام: mash_ramezoon
مدت: 58 ثانیه
اندازه: 919 هزار بایت
فرمت: آوا3
زمان: 22:37 شب
کپیرایت: ندارد
پارسال هامون را پخش کردند و البته مهمان مامان. امسال در دو قدم مانده به صبح به سینمای او پرداختند. و آخر سالی هم، پخش آهنگ «خیانت» چاوشی که در سنتوری خوانده شده بود، از شبکهی 3، چراغ سبزی است به دوستداران مهرجویی، سینما و خوانندهی جوان آن فیلم.
عقاید نئوکانتی، از آنِ من
اثر محسن نامجو روی ترانهای از ادریس بیسخن
شناسه: 944231206525061
نام: aghayed-e nokanti
مدت: 61 ثانیه
اندازه: 961 هزار بایت
فرمت: آوا3
زمان: 22:08 شب
کپیرایت: ندارد
من با زخم زبونات رفیقم
اثر محسن چاوشی روی ترانهای از حسین صفا
شناسه: 2998561206463570
نام: zakhm
مدت: 51 ثانیه
اندازه: 806 هزار بایت
فرمت: آوا3
زمان: 19:40 شب
کپیرایت: ندارد
این آهنگهایی که در آینده برای دانلود، روی وبلاگ میگذارمشون، آهنگهای محبوب خودم هستند، روی دور تند.
دارم سعی میکنم چیزهایی رو که خودم خیلی دوست دارم، تبدیل کنم به چیزهایی که دیگران دوست داشته باشند… منظورم مشخصاً موسیقییه.
کسانی که “به دنبال سایه” هستند، خوب میدانند که وقتی آخر ِ تیتراژ اول یک فیلم، نام تهیه کننده، بعد از کارگردان میآید، وضع چقدر خراب است…
No Country for Old Men = پیرمردها وطن ندارند
No Country for Old Men = کشوری برای پیرمردها نیست
No Country for Old Men = جایی برای پیرمردها نیست
9 ساعت به پایان امسال مانده و یک ساعت پیش، من که از شاممان خوشم نیامده بود، از خانه زدم بیرون.
توی راهی که به سوی پیتزافروشی طی میکردم، بویی جالب داشت مستم میکرد.
تازه وقتی جالبتر میشد که میفهمیدم، این بوی جالب، بوی همان غذاییست که دوستش نداشتم و رفته بودم بجایش پیتزا بخرم.
سیزده ساعت دیگه سال تحویل داده میشه به تاریخ. البته فردا شب اخراجیها قراره بدون اینکه کسی خودش رو جلوی صداوسیما آتیش بزنه، پخش بشه.